تبلیغات
شعرهای عاشقانه
 
شعرهای عاشقانه
عشق واقعی عشق به خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صولت سلیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد موزیک الما

چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : صولت سلیمی
زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست
 عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 22 مرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

عشق وقتی داخل قلبی اقامت میکند
چشم ها دیگر به اشک و گریه عادت میکند

حاجت عاشق وصال هست و روز وشب
می نشیند با خدای خود عبادت میکند

با وضو میخوابد ودر خواب زائر میشود
صورت معشوقه را هر شب زیارت میکند

دلبرم تاجر شده دل می خرد با ی نگاه
در خیابان میرود راحت تجارت میکند

آن درخت بید هم وقتی که او رد میشود
با کمر خم میشود بر او ارادت میکند




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، شعری برای دوست، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 15 مرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

می نویسم که بخوانی وبدانی...

نتوانم زتو من دور بمانم!

می نویسم ،ولی انگار که هرگز...

نه تو بینی ونه خوانی ونه دانی!

جان من عشق همین است!

توبخواهی ونخواهد!

توبدانی ونداند!

""توبمانی ونماند""!




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 3 مرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی
تا دل نشود عاشق
دیوانه نمیگردد
تا نگذرد از تن جان
جانانه نمیگردد
گریان نشود چشمی
تا آنکه نسوزد دل
بیهوده بگرد شمع
پروانه نمیگردد




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 3 مرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی
 00:00
ساعت صفر عاشقی 

عشق را تن پوش جانم میکنی...
❣چتری از گل سایبانم میکنی... 
00:00

❣ای صدای عشق در جان و تنم...
❣آن سکوت ساده و تنها منم...
00:00
❣من پر از اندوه چشمان تو ام...
❣آشنای دل پریشان تو ام...
00:00 

❣آتش عشق تو در جان منست..
❣عاشقی معنای ایمان منست...
00:00 

❣کی به آرامی صدایم می کنی؟...
❣از غم دوری رهایم میکنی؟؟... 

ساعت صفر عاشقی❤️❤️00:00❤️❤️





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 مرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

نگه کن دلم را چه زیبا گرفته
غروبی که در قلب صحرا گرفته

نگه کن چه زیبا چه وحشی چه تنها
نگاهت درون دلم جا گرفته

سکوتم چو ساحل ،سراسر هیاهو
غروبی ز امواج دریا گرفته

میان هجوم غزلهای وحشی
دل تو دلم را به یغما گرفته

وجودم ،سراسر، غزل از غم تو
غزل هم ز بود تو معنا گرفته

غروب دلم را ندیدی که بی تو
چه زیبا،چه زیبا،چه زیبا،گرفته





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟

                    انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم.





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، شعری برای دوست، شعر های کوتاه، نامه عاشقانه، جملات عاشقانه، sms عاشقانه -اس ام اس عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1 تیر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

خیس بارانم،ببین،چتری نمیخواهد دلم
با تو ام ،باخاطرت،چیزی نمیخواهد دلم

سقف دل محکم شده امن است جای یاد تو
ساکتم با حسرتت، حرفی نمیخواهد دلم

سر به سر هر لحظه هرجا ،جای پای خاطرات
بازهم تنها شدم چیزی نمیخواهد دلم

هر قدم بن بست گویا راه من را بسته است
زنده ام گویا ولی چیزی نمیخواهد دلم

بغض دارم در گلو حسرت به دل ماندم ولی
بازهم با اینهمه چیزی نمیخواهد دلم

مرهم زخمم تویی جانم به جانت بسته است
غیر تو، جز مردن و رفتن نمیخواهد دلم

خسته ام،هر استخوانم لای زخمی کهنه است
خیس بارانم بببین چیزی نمیخواهد دلم




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

الا ای قطره ی اشکی که بر مژگانم آویزی
هزاران عقده بگشایی اگر بر دامنم ریزی

نمیدانم چه می خواهی،چه می جویی،چه می گویی؟
که گه بر دیده بنشینی گهی از دیده بگریزی

تو آن گویای خاموشی،که شرح حال دل گویی
تو آن درّ گرانقدری که از دریای دل خیزی

گهی از شوق می رقصی،گهی از درد می غلتی
به آن حالت فریبایی به این صورت غم انگیزی

به جرم خنده ی دوشین در اندوهم چه بنشانی
نه آیین وفا باشد که با درمانده بستیزی

کنون کز گلشن چشمم گل اندوه میروید
چه جای شکوه دیگر از نسیم سرد پاییزی 





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

کاش در تندیس آدم دل نبود
این همه غم داخلش منزل نبود

کاش جای هر غمی آغوش بود
عاشقان را جرعه ای دمنوش بود

کاش می شد قلبها را لمس کرد
لحظه های عاشقی را حبس کرد

کاش می شد عشق را از سر نوشت
هر کسی تقدیر خود را می نوشت

کاش می شد واژه هارا مست کرد
یا که در دیوان حافظ دست کرد

کاشکی لیلی به مجنون می رسید
صبح خوشبختی آنها می دمید

کاش جنس قلب ما از شیشه بود
جای احساسات هم اندیشه بود

کاش می شد گفت دل از سنگ نیست
در خیال عاشقان   نیرنگ   نیست

کاش می شد عکس دل را قاب کرد
لحظه های بی کسی را خواب کرد

کاش دنیا مهربان و ساده بود
شعر خوشبختی ما را می سرود




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی


بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد
قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد

بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد
بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد

لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا
جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد

ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی
واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 18 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

وقتی که میان دل ما فاصله افتاد 
در زمزمه ی خلق خدا ولوله افتاد

اسمی که دلیل همه ی زندگیم بود 
در گوشه ی خیس ورق باطله افتاد

تقصیر همان کوچه ی مهتابی و شب بود
بین من و تو حرف هزاران گله افتاد

آن دختر آرام غزلهای نجیبت 
 با رفتن تو در تن او زلزله افتاد

من ماندم و یک خاطره ی تلخ و سوالی
بین من وتو باز چرا مسئله افتاد ؟





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 14 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

مڹ پرازعطرتوهستم ڪہ
دلم رابہ توبستم

توپرازشعرونسیمی‌نفسم
رابہ توبستم

برسرعهدتوهستم زورق
عشق شڪستم

ولی ازعهدتوهرڪَز
 دڸ خودرانڪَسستم




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی
بازی عشق کلک داشت  ،،    '' نمی دانستم ''     
غم آن سر به فلک داشت  ، ''  نمی دانستم ''
با نگاهی دل دیوانه  ،،  '' گرفتار شد  ''
سفره عشق، نمک داشت ،،   '' نمی دانستم '' 
دل من صافتر از آینه  ،، ''  اما دل او ''
شیشه ای بود که لک داشت ،''  نمی دانستم ''
 به وفاداری من آنکه زمن '' ساده گذشت  '' 
 بیشتر از همه شک داشت ،، ''  نمی دانستم ''
آرزوهام شد آوار ،،  فرو ریخت سرم 
سقف این خانه ترک داشت ،، ''  نمی دانستم ''
باختم زندگی ام را به قماری که در آن 
دلبری بود که تک داشت  ،،   '' نمی دانستم  ''




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، نامه عاشقانه، شعر های کوتاه، شعری برای دوست، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 8 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

سیاوش قمیشی

ترانه سرا: رضا میرفخرایی

تنظیم: بهروز لطفی پور
گیتار: کیان زمانی


خسته از خستگیای این دل وا مونده
خسته از تو که خیالت پیش من جا مونده
خسته از پرسه تو شهری که همش آواره
بی تو زیر آسمونی که یه بند میباره
به همین سادگیا نیست از تو دل کندن و دوری
چه سبک پر زدی از من، تو بگو آخه چجوری
تو چجوری غم این خستگی از یادت رفت
حسرت روزای رفته همه از آهت رفت
من چجوری به تو و عطر تو بیمار شدم
تو که رفتی عطر بارون شب همراهت رفت


دانلود آهنگ





نوع مطلب : دانلود آهنگهای جدید، سیاوش قمیشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 7 خرداد 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی
جایی نرو!بچرخ فقط درمدار من!
ای ماه
ای ستاره ی دنباله دارمن
دادم عنان زندگی ام را
به عشق تو
از اختیار عقل
گذشته است کارمن





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...