تبلیغات
شعرهای عاشقانه
 
شعرهای عاشقانه
عشق واقعی عشق به خداست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : صولت سلیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد موزیک الما

چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : صولت سلیمی
زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست
 عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : صولت سلیمی

دوری و فاصله بود
یادی از بودن ما بود که نیست
غم و اندوه تو بود
خبری از دل پر غصه ما بود که نیست
نفس گرم تو بود
و دل بی کس ما بود که نیست
نگه گرم تو بود
غم و تنهایی ما بود که نیست
بودن و ماندن بود
چشم گریان و تن خسته ما بود که نیست

تقدیم به مخاطب خاصم


شعر از زبل




نوع مطلب : شعری برای دوست، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : صولت سلیمی

می ایستی کنار نقش جهان، 
پلیسی که تفتیش ات می کند،
از توی چشم هات
هزاران مَردِ چوگان باز !
از اسب هایشان پیدا می شوند ...
شیخ لطف الله
به احترام شال آبی رنگت
فیروزه ای اش را می پوشد....




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : صولت سلیمی

کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
راستی را چه بلائیست که کارت بالاست

چون قدِ سروِ خَرام تو بگویم سخنی
در چمن سرو به بالای تو می‌ماند راست

زیر هر موی چو زنجیر تو دیوانه دلیست
روی بنمای که چندین دل خلقت ز قفاست

نرگس جادوی مست تو به هنگام صبوح
فتنه‌ئی بود که از خواب صبوحی برخاست

متحیر نه در آن شکل و شمایل شده‌ام
حیرتم در قلم قدرت بیچون خداست

به حقیقت نه مجازست به معنی دیدن
صورتی را که دَرو نور حقیقت پیداست

نبُوَد شرط محبت که بنالند از دوست
زانک هر درد که از دوست بود عین دواست...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : صولت سلیمی

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده
برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو
 برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
 برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن 
برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر
 برای عشق وصال كن ولی فرار نكن
 برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن
برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش .
 برای عشق خودت باش ولی خوب باش......




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 19 آذر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسد
دست دلداده به دستان نگارش برسد

بهترین لحظه ی عمر است اگر سربازی
بعد یک غربت پر غم به دیارش برسد

مثل بید نگرانی که زمستانی را
منتظر مانده به گرمای بهارش برسد

حکم یک قاتل محکوم به حبس ابدی
عفو رهبر بخورد ختم حصارش برسد

مثل سرپنجه فرو بردن در زلف شماست
وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسد...




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، نامه عاشقانه، شعری برای دوست، شعر های کوتاه، sms عاشقانه -اس ام اس عاشقانه، عکس های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 آذر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

بی تو تن من سرد و 
دلم بی ضربان است 

ای قلب تپنده
 تو بدان دوستت دارم

از نور وجودت 
شده این خانه منور 

ای نور مجسم
تو بدان دوستت دارم...




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 آذر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

جان من عشق تو را چیدن و دیدن هنر است.
باهمه عشوه گری , بر تو رسیدن هنر است.

هرچه هم ناز کنی , ناز کشت خواهم بود.
نازنینا به خدا ناز کشیدن, هنر است.

دل من تنگ شد و چاره آن روی تو شد.
روی تو دیدن و آن را نگزیدن , هنر است.

من غرور تو ام ای کبک خرامان به خدا,
سخن عشق ز حرف تو شنیدن, هنر است.

تو درخت خوش این باغی و من می دانم,
زان همه میوه یکی, زان همه چیدن هنر است.

کام من در طلب لعل لبت کام گرفت.
نازنین کام دل انگیز چشیدن, هنر است.

گل مریم , زشمیمت شده ام مست و خراب.
بی می و باده اگر مست شد این تن, هنر است..




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، نامه عاشقانه، شعر های کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 آذر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم
آشنائی یافتم ازخویش بیگانه شدم

رشتهٔ شمع وجودم آتش عشقش بسوخت
عارفانه با خبر از ذوق پروانه شدم

آمدم رندانه در کوی خرابات مغان
جام می را نوش کردم باز مستانه شدم

مدتی با زاهدان در زاویه بودم مقیم
چون ندیدم حاصلی دیگر به میخانه شدم

راز جانانه اگر جوئی بجو از جان من
زان که جان کردم فدا همراز جانانه شدم

خم می را سر گشودم جام می دارم به دست
توبه را بشکستم و در بند پیمانه شدم

چشم مست نعمت الله در نظر دارم مدام
عیب من کم کن اگر سرمست و دیوانه شدم





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 آذر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

سازگاری با رفیقان ظاهرا کار تو نیست
از وفا و مهربانی دم مزن کار تو نیست

تو شریک دزد بودی و رفیق قافله
غارتم کردی ولی گفتی به من کار تو نیست

پیش از آنی که بخواهی از کنارت میروم
تا بدانی عذر ما را خواستن کار تو نیست

ناز کم کن عشوه بس کن اشتباهی آمدی
دلبری از ما جوانان پیرزن کار تو نیست

لایق تو خسرو بود و مایه دارانی چو او
شرط بندی با کسی چون کوهکن کار تو نیست

شیر کی دیدی که با کفتارها دمخور شود
دور شو از من نبرد تن به تن کار تو نیست

لب مطلب:"کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر میخواهد و مرد کهن" کار تو نیست




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، نامه عاشقانه، شعری برای دوست، شعر های کوتاه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 24 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

موج را هر چند آماده است، بال و پر ز آب
بی نسیم خوش عنان، بیرون نیارد سر ز آب

زنگ غفلت از دل من ،باده نتوانست برد
کِی کبودی می رود از روی نیلوفر ،ز آب

می دهد در یک دم از کُفران نعمت، سر به باد
هر حبابی کز تهی مغزی، برآرد سر ز آب

از عزیزی می کند از تاج شاهان، پایتخت
هر که شد با قطره ای خرسندچون گوهر،ز آب

دست چون بردارم از دامان این صحرا،که هست
جلوه ی موج سراب او ،گواراتر ز آب

از صراط المستقیم شرع ،پا بیرون منه
تا توان از پل گذشتن، نگذرد رهبر ز آب

هر سبکروحی که بر جسم گران، دامن فشاند
گر ز دریا بگذرد، پایش نگردد تر ز آب

از شراب تلخ، ساکن شد دل پر غم مرا
گر چه گردد کشتی پر بار، بی لنگر ز آب...





نوع مطلب : صائب تبریزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 23 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

رفت و چشمم را برایش خانه کردم برنگشت 
بس دعاها از دل دیوانه کردم برنگشت 

شب شنیدم زاهدی می گفت او افسانه بود 
در وفایش خویش را افسانه کردم برنگشت 

زلف هایم را که روزی می ربود از او قرار 
تا سحرگاهان برایش شانه کردم برنگشت

تا در آن غربت نسوزد از غم بی همدمی 
تارو پودم را بر او پروانه کردم برنگشت 

این من مسجد نشین عاشق سجاده را 
مدتی هم ساکن میخانه کردم برنگشت 

تا بداند در ره او با کسانم کار نیست 
خویش را با دیگران بیگانه کردم برنگشت 

عاقبت هم در امید این که برمی گردد او 
عالمی را از غمش دیوانه کردم برنگشت...




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، نامه عاشقانه، شعر های کوتاه، sms عاشقانه -اس ام اس عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 22 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

می‌گویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم". .....



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 11 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

دلم فقط تو را می خواهد
شب های با تو بودن را
مهتاب را
و ستاره ها را با تو
می خواهم آن قدر ستاره بچینم
که میان ستاره هایم
پنهانت کنم
و تو
هیچ وقت از کنارم نروی...





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، شعر های کوتاه، sms عاشقانه -اس ام اس عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

شب فراق
 كه داند 
كه « تا سحر چند است »


مگر كسى 
كه « به زندان عشق ،
 در بند است »





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 4 مهر 1395 :: نویسنده : صولت سلیمی

صدا بزن تو مرا عاشقانه منتظرم 
همیشه از ته دل صادقانه منتظرم

ندیده ام زتو تصویر ساده ایی حتی
منم به رسم زمان ناشیانه منتظرم

شنیده ام که صدایت طنین زیبائیست
بخوان ترانه بخوان شادمانه منتظرم

به یک اشاره تو من هماره پا برجا
برای فتح  دلت  خالصانه منتظرم

بریدن از توو عشقت حماسه میخواهد
مرو تو از بر من عاجزانه منتظرم

من از شمیم تنت از شباهتت به بهار
نگفته ام غزلی شاعرانه منتظرم





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، جملات عاشقانه، شعری برای دوست، شعر های کوتاه، sms عاشقانه -اس ام اس عاشقانه، نامه عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...